قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2385

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و پنجاه و سيّم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه در حلب خطبهء علويّه را قطع نموده به جاى اسم المستنصر باللّه ، نام خليفهء عباسى ، القائم بامر اللّه ، درآوردند . و منشأ اين امر آن بود كه چون شوكت الب ارسلان روزبه‌روز روى در ترقّى داشت و از اطراف و جوانب گردنكشان آفاق ، مراسم بندگى و فرمانبردارى به‌جا آورده كمر خدمت و ملازمت او در ميان بستند و عراقين و آذربايجان و خراسان و فارس و كرمان و دار المرز و ديار بكر و از عبادان تا سواحل محيط همه در حيطهء تسخير و تصرّف او درآمده و هميشه همّت ذىنهمت او بر آن مصروف بود كه خليفهء مصر را مستأصل گرداند و خصوصا در سال ماضى در مصر آنچنان قحطى پيدا شده بود كه والى مكّه نيز ، چنانچه سابقا قلمى گشت ، در مقام متابعت و مطاوعت الب‌ارسلان درآمده به خاطر او القاب المستنصر باللّه از خطبه بينداخت و نام خليفهء عباسى را در خطبه درج فرمود . بنابراين ، محمود بن صالح بن مرداس ، كه در تدبير و ملكدارى از ساير ملوك زمان خود ممتاز بود ، از سطوت الب‌ارسلان مستشعر « 1 » گشته در مقام آن شد كه شرّ او را از خود دفاع نمايد ، و اين به غير از آن صورت نمىبست كه اظهار اطاعت او نموده خطبه را به نام خليفهء عباسى كند . و چون رأيش بر اين قرار گرفت ، اعيان دولت و علما و فضلاى حلب راجع نموده فرمود كه : بر شما ظاهر است كه علم دولت سلطان الب‌ارسلان بسيار ارتفاع گرفته و اقبال او روزبه‌روز در ترقّى است ، و او بنابر مخالفت مذهب خون اهالى اين شهر را كه به سمت تشيّع موسوم و به دولتخواهى خلفاى علويهء فاطميّه مشهور و معروف‌اند هدر مىداند . و چون ما را

--> ( 1 ) . مستشعر : آنكه ترس را در دل خود پنهان كند . - و .